محمد كاظم بن محمد تبريزي
53
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
انصارهم و احبنا على محبتهم و امتنا على مودتهم و احشرنا فى زمرتهم بحقهم و حرمتهم و حقك و حرمتك آمين يا رب العالمين . فىالجمله در اين مقام ذى احترام در زمان سلطنت سلاطين صفويه - انار الله برهانهم - يكى از فحول علما ، حضرت حجت خدا را در خواب ديد در محلى كه الآن روضه . . . است نماز مىگزارد . از خواب بيدار شده آن بقعهء مبارك را گنبد مانند قرار دادند . خرده خرده دوستان و محبان آن حضرت همهروزه بر شكوه و تزيينش افزودند تا در سال هزار و دويست و شصت و نه گاوى در وقت ذبح از مذبح گريخته پناه به سايهء آن بارگاه آورد . شخص قصاب ، حجاب را از خود برداشته دست جسارت دراز كرده خواست گاو را برون آورد . ناگاه با صدمهاى [ 15 ] پنهانى ، جان را در سر آن كار نهاد . ميرزا على اكبر كه سمت ترجمانى و قنسولگرى داشت مبالغ كثير خرج كرده صحن را آئينهبندى و حجرات تحتانى و فوقانى قرار داد كه طلاب و مجاورين را سهولت ميسر شود . ايضا چند سال قبل مجاورين و متوليان آن بقعه از تنگى آب به حضور ملا زمان اقدس ظلاللهى عرض حال دادند . فرمان واجب الاذعان به بناى آب انبارى صدور يافته مهندسان و معماران دولتى در صحن مبارك بناى چنين آب انبارى نهادند كه سالهاى سال تشنگان آن بقعهء مبارك سيراب شده به دوام عمر دولت حضرت شاهنشاهى دعاگو خواهند بود . در سال هزار و دويست و نود و نه جناب حاجى حسام الدوله مسجد و روضهء مبارك را تعمير فرمود و بعضى از پنجرهها را عوض نمود فتقبل الله احسانهم به حق محمد و آله الطيبين الطاهرين صلوات الله عليهم . در احوالات عون بن ( على ) و زيد بن على - عليه السلام - راقم الحروف گويد كه فقير در هيچيك از كتب ، انتساب بودن اين دو بزرگوار از فرزندان حيدر كرار خبرى نديدهام مگر در تاريخ حشرى انصارى كه او هم از بحر الانساب و تاريخ آذربايجان كه هر دو الآن كمياب و نسخهاى ندارند روايت كرده كه عون على و زيد